محمد مهدى ملايرى

291

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

سبك متوازن سبك عمومى زبان فارسى در ايام عبد الحميد بوده باشد ، و ديگر اينكه سبك متوازن پيش از عبد الحميد در زبان عربى شناخته نباشد ، و چون هيچ يك از اين دو امر ثابت نشده بنابراين نمىتوان گفت كه آنچه عبد الحميد از نثر فارسى گرفته سبك متوازن او است . وى پس از اين مقدمات به پيروى از استاد محمد كرد على به اين نتيجه مىرسد كه آنچه عبد الحميد از ملتهاى مجاور و به خصوص از ايرانيان گرفته همان گسترش در بيان انديشه و زيبا ساختن كلام با سجع و ترصع است نه سبك متوازن او . « 1 » در اين‌جا شايد بىتناسب نباشد كه دربارهء آنچه در نوشتهء استاد انيس المقدسى راجع به سبك عبد الحميد آمده ، كه اگر بنا بود اين سبك نو فارسى باشد ابن مقفع شايسته‌تر از عبد الحميد بوده كه صاحب اين سبك شناخته شود زيرا پيوند ابن مقفع با ادب فارسى استوارتر و شهرت وى در اين امر بيشتر از عبد الحميد بوده ، توضيحى داده شود ، و آن اين است كه به نظر مىرسد شهرت عبد الحميد به اقتباس از رسائل فارسى بدين سبب بوده كه عبد الحميد خود صاحب ديوان رسائل بوده و پيش از آن هم كه به رياست اين ديوان منصوب گردد سالها در همين ديوان به انشاء رسائل اشتغال داشته و اين كار به اصطلاح شغل شاغل وى بوده و به همين دليل هم سروكار او بيشتر با مراسلات فارسى بوده كه از آنها اقتباس مىكرده و شايد برخى از آنها هم كه ترجمهء عربى آنها در دست است او به عربى ترجمه كرده باشد . ولى ابن مقفع چنين نبوده . او هرچند اثر بسيارى در ترجمهء آثار فارسى به عربى داشته ، خيلى بيشتر از عبد الحميد ، ولى سروكار او بيشتر با كتابهاى فارسى بوده كه صورت آنها را ابن نديم آورده و او هيچگاه در ديوان رسائل نبوده تا مانند عبد الحميد موظف به انشاء رسائل باشد و ايامى هم كه در ديوان اشتغال داشته در ديوان خراج بوده ، نه ديوان رسائل ، و به همين سبب شهرت عبد الحميد را در ترسل عربى نداشته است .

--> ( 1 ) . تطور الاساليب النثريه فى الادب العربى بيروت ، 1935 م ، ص 153 و 159 .